




|
|
|
|
پسر گلی من به ماه قمری دوشنبه ۲۴ ماه رمضون تولدت میشه یادمه این موقع کم کم دردم داشت شروع میشد ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط كتايون | لينک ثابت ایلیای من میخوام برات عکس بابابزرگهاتو بزارم میدونم هر دوتاشون تو رو دوست دارن . و اینو هم میدونم که منو تو هم هر دو اونارو خیلی دوست داریم . نگاشون کن تو عکس ببین از اینکه کنار تو هستن چقدر لذت میبرن . مامانی تو میوه زندگیشون شدی . من اگه جای تو بودم از اینکه بابا بزرگهایی مثل اینا داشتم به خودم میبالیدم.
![]() ![]() Create animated gif ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط كتايون | لينک ثابت ایلیای ملوس من امروز ۱۱ ماهه شدی راستی امروز سالگرد عروسی منو
بابا هم هست البته ما همیشه تاریخ عقد رو سالگرد عروسی میدونیم مامانی ۲
تا دندون از پایین ۳ تا از بالا در اوردی قیافت بامزه شده الان ماه رمضونه
روزه واسه همه سخته بخاطر تابستون . هفته پیش مامان بزرگ و بابا بزرگ با دایی و زن
دایی و مهشید اینجا بودن خیلی پسر خوبی بودی
![]() Create avatar اینم هست مامان تازه دیدمش ![]() Create avatar ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 توسط كتايون | لينک ثابت ایلیا جونم
امروز دقیقا۱۰ ماهو ۱۷ روزته تو روز ۱۰ ماهگیت منو بابایی دیدیم دندون در اوردی اونم فقط یه دونه از پایین خیلی خوشکله مامان. قیافت وقتی میخندی خیلی خنده داره بیرون هوای دلگیری داره امروز. خاله میگفت شمال بارون میباره دلم برای یارون اونجا تنگ شده . میدونی برای من قطره های بارون معنی خاصی میدن وقتی بزرگ شدی بهت میگم کدوم قطره بارونه که از همه باهوشتره دوست دارم عزیزم ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط كتايون | لينک ثابت
روز پدر نزدیکه عزیزم وقتی بزرگتر شدی با هم میریم واسه بابایی یه کادو خوشکل میگیریم . میدونم مثل من چقدر بابایی رو دوست داری اون بهترین بابای دنیاست که یه بچه مثل تو میتونه داشته باشه رضای عزیزم همیسه در کنار ما باش که بودن تو بالاترین موهبت خدایی برای من و ایلیاست. ![]() Create avatar ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388 توسط كتايون | لينک ثابت ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط كتايون | لينک ثابت ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط كتايون | لينک ثابت قنديل مامان چندرو پيش مامان بزرگ و بابا بزرگ بريم .ميدونم تو هم مثل من اونارو خيلي دوست داري .دلم براي همشون تنگ شده ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط كتايون | لينک ثابت پسر گلم ايلياي مامان امروز تصميم گرفتم برات يه وبلاگ درست كنم كه وقتي بزرگ شدي برات خاطره بمونه نميدونم از كجا شروع كنم از وقتي بگم كه من و بابا منتظرت بوديم تا بياي يا از حالا كه هستي و الان داري داري به من نگاه ميكني و لبخند ميزني قربونت برم عزيز دلم چقدر خنده هات قشنگه. اون موقع كه تو دل مامان بودي گاهي واست توي يه دفتر از خودم حسم وعشقم به تو مي نوشتم . الان دفترم جلوم بازه . (امروز 9 شهريور 87 ساعت 6.30عصر.) ماماني تخت و كمدت رو اورديم. توي اتاقت بابا با تمام علاقه و عشقش چيد منم لباستو با صد تا ناز توي كمدت چيدم. فكر كردن به تو به ما ارامش ميده و وجودت در وجود من قلبمو به تپش مينداز. خيلي استرس دارم امروز وارد هفته 35 بارداري شدم . دوران سختيه ولي اينكه اخرش يه پسر ناز مياد خيلي سختيش برام عزيزه . منتظرتم ........ بيا ماماني............ بيا كه مامان تنهاست و به تو احتياج داره. ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 توسط كتايون | لينک ثابت |
Disigned By :HAMRAZ